علی یونسی

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

نوروز

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

جهان از باد نوروزی جوان شد            زمین در سایهٔ سنبل نهان شد

قیامت می‌کند بلبل سحرگاه            مگر گل فتنهٔ آخر زمان شد؟

ز رنگ سبزه و شکل ریاحین             زمین گویی به صورت آسمان شد

صبا در طرهٔ شمشاد پیچید              بنفشه خاک پای ارغوان شد

بهار آمد، بیا و توبه بشکن                که در وقتی دگر صوفی توان شد

ز رنگ و بوی گل اطراف بستان          تو پنداری بهشت جاودان شد

ولیکن اوحدی را برگ گل نیست         که او آشفتهٔ روی فلان شد

 

آمریکا در تخصیص بودجه به دامنه نوروساینس از بقیه در حال عقب افتادن است

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

به نظر میرسد که آمریکا با توجه به این که بودجه ای که به نوروساینس تخصیص داده است، کمتر از دیگر کشورهاست، به فکر تعاملات بین المللی بیشتری افتاده است. جزئیات بیشتر آن را در این صفحه بخوانید.

 

تجربه سه ساله من در ایران

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

حدود سه سالی است که به ایران بازگشته ام. در طی این مدت با انواع و اقسام ناملایمات از طرف سیستمی که به صورت هماهنگ عمل میکند، روبرو شدم. اما نکته آزاردهنده ناملایمات، ناملایم بودن آن نبود، بلکه عدم امکان هر کار مثبتی در این سیستم و خفه کردن آن در نطفه توسط این سیستم بوده است.

برای دوستانی که جریان را نمیدانند، عرض کنم که رشته نوروساینس رشته ای بین رشته ای و با کاربردهای متنوع است و از جمله مهمترین کاربردهای آن کاربردهای بالینی، علوم پایه و دفاعی است. اگر بخواهم از کنکور شروع کنم، در رشته پزشکی در دانشگاه تهران تحصیل کرده ام و در تمام طول تحصیل در مراکز مختلف دانشگاهی به تدریس علوم مختلف کامپیوتر در حین تحصیل پزشکی مشغول بودم. این مراکز از جهاد دانشگاهی شروع شد و در مراکز دیگری نظیر مرکز تحقیقات دانشجویی ادامه یافت. پس از فراغت از تحصیل در مرکز تحقیقات گوارش شریعتی به عنوان مسئول اطلاعات و داده های کامپیوتری مشغول به کار بودم که این امر نیاز به اطلاع از دانش پزشکی و کامپیوتر هر دو داشت. قبل از ادامه تحصیل، مدتی هم در وزارت بهداشت، در کمیته تکفاب (کمیته ملی تصمیم گیری برای انفورماتیک پزشکی کشور) مشغول به کار بودم.

در سال 82، جهت ادامه تحصیل در رشته علوم اعصاب به دانشگاه مک گیل رفتم. دانشگاه مک گیل در رتبه بندی دانشگاه ها معمولا بین ده دانشگاه اول دنیا است و در زمینه نوروساینس جزو 5 دانشگاه برتر دنیا محسوب میشود. پس از فراغت از تحصیل به آمریکا رفتم و در دانشگاه ایالتی نیویورک ادامه کار به عنوان فرادکترا دادم. در سال 1390 به علت کسالت والدین تصمیم به بازگشت به ایران گرفتم.

باید عرض کنم که اکنون پس از سه سال، تعداد فارغ التحصیلانی که در رشته نوروساینس در ایران داریم فکر نمیکنم که از تعداد انگستان دو دست تجاوز کند. کسانی که من میشناسم، دکتر لشگری، دکتر حاجی قاسم، دکتر اسداللهی و دکتر دلیری و اخیرا هم که دکتر زارعی که علاوه بر نوروساینستیست، نورولوژیست هم هستند میباشند. مدرک دکتر عشایری را دقیق نمیدانم اما ایشان نیز در تصمیم گیریها مداخله داده نمیشوند. و اما ناملایمات: 1) برای جذب در دانشگاه، به مدت 14 ماه در ایران جویای کار بودم. آن هم برای رشته ای که در ایران فارغ التحصیل نداشت. 2) پس از جذب، در همه قسمتها، با خصومتهای مختلفی روبرو شدم. هر کسی به اسم نوروساینس مشفول به کاری بود که کیفیت خوبی نداشت. مرکز ملی اعتیاد آزمایشگاه انسانی داشت که تجهیزات آن به طور نامناسبی خریداری شده بود که هنوز هم استفاده نمیشوند. پژوهشکده علوم شناختی، آزمایشگاهی داشت که اجازه استفاده از آن را به من نمیدادند و دستگاههای آن اغلب بلااستفاده افتاده بود، رئیسی داشتیم که رشته ایشان فارماکولوژی بود و تا هم اکنون اجازه داشتن دانشجوی دکترا به من نمیداد و با تهدید و ارعاب دانشجویان مانع انجام تزهایی که بر روی انسان بود، میشد. البته این را ذکر کنم که شش ماهی است که مسئولیت آزمایشگ پژوهشکده علوم شناختی به من واگذار شده است که خیلی کمک بزرگی به روال یادگیری من بوده است. در همه این قسمتها، کسانی که نوروساینس کار میکردند، در رشته هایی نظیر فارماکولوژی، آناتومی، مهندسی کامپیوتر، علوم تربیتی، روانشناسی، روانپزشکی و غیره کار میکردند. البته خود عنوان رشته شاید به اندازه کافی مصداق ارتباط نباشد، اما هدف علم نوروساینس درک نحوه عملکرد مغز و امکان تغییر آن در زمان سلامت و بیماری و شبیه سازی آن در کامپیوتر است و ندرتا از افرادی که ذکر کردم، چنین دغدغه ای داشتند. فارغ التحصیلان اخیر رشته های علوم اعصاب و علوم شناختی در کشور هم در هیچ یک از مراکز تصمیم گیری تا جایی که من میدانم به کار گرفته نشده اند. اکثر ایشان پایان نامه هایی با کیفیت نازل داشته اند که البته در میان ایشان،تا جایی که من میدانم، باید حداقل از یکی دو استثنا، دکتر محمد ترابی نامی و دکتر مصطفوی، نام ببرم که کیفیت پایان نامه ایشان در حد استانداردهای جهانی بوده است.

در حال حاضر، ستادی تحت عنوان علوم شناختی در کشور تشکیل شده است که مسئولیت بخش پژوهشی به کسی واگذار شده است که تاکنون یک مغز را فکر نمیکنم دیده باشد و بخش آموزشی نیز به فردی که دانشجوی تصویربرداری مولکولی است، سپرده شده است. مسلما چنین افرادی نمیتوانند باعث شوند که یک ستاد ملی در زمینه علوم اعصاب و شناختی به سمت اهداف در سطح ملی جلو برود.

از بین دیگر افرادی که با رشته علوم اعصاب به ایران بازگشته اند، همه با ناملایماتی شبیه به همین مسئله روبرو هستند. در دانشگاه ما، ستاد راهبردی علوم اعصاب، نه از اینجانب و نه از دکتر حاجی قاسم که هر دو متخصص این رشته بودیم حتی برای یک جلسه دعوت نکردند. در بورد وزارتخانه، هیچ از یک از کسانی که حضور دارند، مدرک علوم اعصاب ندارند. هیچ یک از افرادی که در بالا ذکر کردم که در ایران هستند و در این رشته کار میکنند، در تصمیمات راهبردی این رشته نقشی ندارند. پروژه های کلان وزارتخانه ها به افرادی که چیزی از پروژه ها نمیدانند سپرده میشود و باز هم تا جایی که من میدانم همه این افراد ذکر شده، بدون پروژه های کلان ملی هستند.

باید گفت در عرصه علوم اعصاب، پادشاه لخت است.

این را اضافه کنم که دلیل این اعتراض من، خود من نیست، بلکه انجام کار درست است. به عنوان مثال، کوریکولوم آموزشی برنامه نوروساینس نیاز به بازنگری اساسی دارد که بورد فعلی توان عوض کردن آن را ندارد: یعنی به جای دروسی نظیر نوروآناتومی یا نوروفارماکولوژی باید واحدهایی نظیر حافظه و یادگیری، احساس و ادراک و غیره تدریس شود. مثالهای دیگر در این زمینه ها به شدت زیاد است.

 

آخرین بروز رسانی در جمعه, 29 فروردین 1393 ساعت 05:35
 

We are here to move further!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

امروز بعد از مدتها به وب سایت دانشکده سر زدم. شعاری که برای سربرگ وب گذاشته اند این است : We are here to move further...

فارغ از این که چنین ترکیبی در انگلیسی بسیار نامانوس است، هیچ معنی هم نمیدهد. بازخورد دادن به مسئولین سابق دانشکده که فایده ای تاکنون نداشت (رئیس دانشکده چند روزی است که عوض شده است)، اما گفتن آن در این وب سایت حداقل نشان میدهد که همه افراد دانشکده به چنین شعار بی معنی پابند نیستند.

آخرین بروز رسانی در شنبه, 17 اسفند 1392 ساعت 12:31
 

اندازه مغز مردان و زنان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

یک مقاله مروری اخیرا چاپ شده نشان داده است که مغز مردان در اکثر نقاط به طرز معنی داری از مغز زنان بزرگتر است. تنها قسمتی که در زنان رشد بیشتری کرده، قسمت لیمبیک است که در یادگیری ضمنی و پردازش اطلاعات احساسی نقشی اساسی دارد.

برای خواندن گزارش این مقاله اینجا را کلیک کنید.

 


صفحه 1 از 13

JComments Latest

  • آقای دکتر از اینجا توقعی غیر از این نباید داشت توی...
  • سلام البته من راجع به عملکرد چیزی عرض نکردم :) ارا...
  • قابل توجه شما استاد گرامي!!! يافته هاي جدید نشان م...
  • فكر نمي كردم به اين زودي كنار بكشيد ...با جسارت نو...
  • ای صبا از من آشفته فلان را می پرس می نشان جان ودل ...

خبرنامه

نام:
ایمیل:

نمایشگاه عکس

نظرسنجی

تفاوت علوم شناختی با روانشناسی را در چه میدانید؟